مادر، ای لطيف ترين گل بوستان هستی
اي باغبان هستی من
گاهِ روييدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سيرابم کند
گاهِ پروريدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد
گاهِ بيماری ام، طبيبی بودي که دردم را می شناسد و درمانم می کند
گاهِ اندرزم، حکيمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد
گاهِ تعليمم، معلمی خستگی ناپذير که حرف به حرف دانايی را در گوشم زمزمه می کند
گاهِ ترديدم، رهنمايی راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد
مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبريز از عظمتی تو را سپاس می گويم و می ستايمت...



