فرش نگاهت مي کنم
گريه ها مو قربوني
چشم سياهت مي کنم
وقتي بياي قناري و
پرش ميدم تو آسمون
اين دفعه فرياد مي زنم
تورو خدا پيشم بمون
يادته وقتي آسمون
مي رفت که مهتابي بشه
ازت مي خواستم بذاري
دلت يه کم آبي بشه ؟
يادته وقتي شعرمو
خوندم برات عاشقونه
نمي خواستي ببينمت
هي مي گرفتي بهونه ؟
تو رفتي و من مثل شب
تنها و تارو بي کسم
کاشکي تو فرياد بزني
بگي به دادت مي رسم !
تو رفتي و حرفاي تو
توي گوشم داد ميزنه
مثال فرهاد که تو کوه
يکسره فريادمي زنه !
انگار که هيچ وقت غصه ها
دست از سرم نميکشن
شايد که اونها لااقل
به داشتن من دلخوشن
انگار تو قسمت من
غم حرف اول و زده
يه روز هم اگه خنديدم
گفتن بهم نخند ، بده !
خيلي دلم تنگه برات
شايد بگي الکيه !
کاش ميدونستم که دلت
اينروزا دنباله کيه !!؟؟
خيلي دلم مي خواد بازم
ازم بخواي شعر بخونم
ازم بخواي تا عمر دارم
هميشه پيشت بمونم
گفتم برات شعري بگم
شايد به گوشت برسه !
بفرسمش همرا باد
تا که به پيشت برسه !
گفتم برات بنويسم
تا که تو يادم بموني !
شايد يه وقت پيدات بشه
خودت اونارو بخوني !
وقتي بياي دستاي من
گل ميشه دور گردنت
شايد چشمام تاب نيارن
تو انتظار ديدنت
وقتي بياي نميدونم
چيکار کنم تا بموني ؟!
دلم ميخواد خودت بگي
هميشه پيشم ميموني !![]()
بين من و عشق تو ولی فاصله ای نيست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه بايد بروم حوصله ای نيست
پرواز عجب عادت خوبيست ولی حيف
تو رفتی و ديگر اثر از چلچله ای نيست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تودر خاطر من مشغله ای نيست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مساله ای نيست


